مرتضى راوندى

438

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

شد و در اين غارت ، كاخى كه در آن بود ويران شد . بنابر روايتى ، در آغاز استيلاى حكومت صفوى ، حريق بزرگى اين شهر را كه تا « بازكياگوراب » گسترش يافته بود ، منهدم كرد و 500 دكان برودرىدوزى را از ميان برد . در شوال سال 1000 هجرى ، شاه عباس به گيلان آمد و دستور داد باغى را كه در مقابل جلو خان قصر بود ، و انواع و اقسام گلها و ميوه‌ها در آن ديده مىشد خراب كردند و دو هزار جريب زمين را كه بعدها سبزه‌ميدان ناميده شد ، به زمين چوگان‌بازى تبديل نمودند و اطراف آن درخت كاشتند . قطب الدين لاهيجى ، مؤلف محبوب القلوب ، به حريق سال 1058 ه اشاره مىكند كه در آن ، خانه‌اش در ميان شعله‌هاى آتش ويران گرديد ، و از انهدام كتابخانه‌اى كه داراى 600 جلد كتاب بود اظهار تأسف مىكند . او در مورد زمين‌لرزه‌اى در روز چهارشنبهء عيد قربان سال 1088 هجرى كه هنگام نماز صبح روى داد و در حدود ده ساعت طول كشيد ، اشاره نموده مىنويسد كه تمام مساجد مخصوصا مسجد جامع و مناره‌ها و مقبره‌ها و ضريحهايشان و حمامها و پلهاى بيشمارى ويران شده است . . . لاهيجان بعد از مرگ ابراهيم ميرزا در سال 1749 ميلادى ، وسيلهء عمارلوها غارت شد ، و طاعون سال 1830 و حريقهاى وحشتناك 21 صفر 1258 ، آن را به مصيبت و اندوه و ويرانى كشاند . لاهيجان كنونى ( عهد رابينو ) داراى هفت محله و 2260 خانه و جمعيتى در حدود 11 هزار نفر ، 15 مسجد و 25 زيارتگاه . . . تعداد زيادى حمام ، چهار مدرسه ، شش كاروانسرا و سه بازار ، كه شامل سيصد دكان است ، مىباشد . در اين شهر ، دو زورخانه وجود دارد . « 1 » سيل شديد در قزوين در بيستم جمادى الثانى 1267 چهار ساعت به غروب مانده ، در اثر نزول باران و تگرگ وحشت‌انگيز ، سيلى بنيان‌كن از ممر رودخانهء خشك بجانب شهر قزوين روان مىشود . چهار محلهء قزوين را فرو گرفته ، در و ديوار و خانه و حصار متوطنين را از بنياد بركنده قريب سه هزار خانه را ويران كرده بسيارى از خلايق را برده بود . ناصر الدين شاه پس از ورود به قزوين ، دستور مىدهد : چنان كه در ازمنهء سلاطين ماضيه سدى سديد محكمتر از حديد بر راه سيل بسته بودند ، مجددا در اين باب اهتمامى كنند . « 2 » قحطى سال 1288 « بر اثر خشكسالى و كمبود غله و حبوبات ، در اين سال ، قحطى سختى پيش‌آمد كه مهلكترين مجاعهء دويست سال اخير ايران بود ؛ مخصوصا در حدود كاشان كه در اوقات عادى هم بيش از چهار ماه غله و آذوقهء سكنهء خود را ندارد و براى هشت ماه ديگر سال بايد از خارج فراهم گردد . از اينجهت ، تلفات زيادى به سكنهء اين شهرستان وارد نمود و در هر قريه و آبادى كه هزار نفر سكنه داشت ، بيش از دويست نفر زنده نماندند كه آنها نيز آواره و پراكنده گشتند . فشار عمدهء قحطى متوجه به دهات ييلاقى و كوهستانى بوده است . قيمت جو و گندم تا يك من به يك تومان رسيد ؛ يعنى

--> ( 1 ) . ر ك : ولايات دار المرز ايران ، گيلان ، پيشين . ص 340 - 339 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، پيشين . ج 10 ، ص 489 .